:( vaghean
روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری میکرد، در حاشیهی جادهای دراز کشید.
برگرفته از کتاب بالهایی برای پرواز
نوربرت لش لایتنر
کلمات کلیدی :
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت
خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم
شده در زندگی لیلای عشقم و من مجنون عشقش در دیارم
گوزلرین آچ بیر گئجه تا من گوروم میخانه نی
( چشمهایت را یک شب باز کن تا من میخانه را در آن ببینم )
دونیانی ترک ایلییپ من دولدوروم پیمانه نی
( دنیا را ترک کرده ، پیمانه را پر کنم )
بی وفا اولسا نیگاری بیر کسین بیچاره دیر
( اگر یار کسی بی وفا باشد ، او بیچاره است )
بولبولون حالین دوشونمز گول، دئمه افسانه نی
( حال بلبل را گل نمی فهمد ، پس افسانه سرایی بس است )
اوت توتار عشقین یولوندا جان ورر بیچاره شمع
( شمع بیچاره در راه عشق آتش میگیرد و جان می دهد )
اما عاشیق سویلیرهر کیم گوره پروانه نی
( اما عاشق دوست دارد که هر کسی پروانه را ببیند )
قانلی کونلوم گوزلییر یول تا سنه قوربان اولا
( چشم خونبار من چشم به راه توست تا قربانت شود )
گل بو هیجراندان خراب ائتمه داها کاشانه نی
( از این هجران بیا و دیگر کاشانه را خراب نکن )
هر کونول الدن وره یارین او بیر ویرانه دیر
( هر دلی که یار خود را از دست بدهد یک ویرانه است )
بیر نظریار ائلسه آباد ائدر ویرانه نی
( اگر یار یک نظر بکند این ویرانه آباد می شود )
گر منی چکسن دارا اولدورسن الدن توتمارام
(اگر مرا به دار می کشی ، بکش ، من تو را از دست نخواهم داد )
اولدور نده اوپ محبتدن دل دیوانه نی
( آری بکش ، نه این که از روی محبت دل دیوانه را ببوسی )
عاشیقه بیر گون دئدیم ترک ائله او یاری ، دئدی
( یک روز به عاشق گفتم ، یارت را ترک کن ، گفت )
بیلمیسن عشق آتشی له یاندیریپ غمخانه نی؟
( نمی دانی که با آتش عشق غمخانه را به آتش کشیده است ؟ )
دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلداشدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنھاشدہ ام...!
in rooza dele adam migire,che khoob mishe age asemoonam delesh be hale ma besooze o gerye kone manam ziresh ghadam bezanamo be inke man ki hastam o inja chi kar mikonam fekr konam
bad tarin moghiyat e adam vaghti e ke nadooni khodet ki hasti o hadafet chie
kheyli bade kheyli :(
(( مرگ عشق زندگی ))
ناگهان می بیـــــنمت در سال دور در درون قایـــقی از جــــــنس نور
می روی همراه با دســـــت غرور می شوی همراه تا مــــــــرز عبور
ناگهان می بینمت در ذهن دور همسفر با ابرهـــــای خوب نور
توسوار مرکب سبز حصـــــور من ولی حسرت کش ایام دور
می روی یـــادی بـــکن از خانه ات لحظه ای بنگر بر این کاشـــانه ات
گر گذر کـــــــــــردی زراه مــــنزلت لحظه ای بنگر بر این دیـــــوانه ات
زندگی بی توحصوری مبهم است امتداد لحظه های غربت است
من عذاب عشق را فـــــهمیده ام درد تنهاتر شــــــدن را دیـــــده ام
من ز درد رفـــــتنت نالـــــیده ام بی حصورت مـــــرگ را فهمیده ام
مرگ یعنی ابتدای بـــــی کسی نقـــــطه آغـــــاز یک دلواپســـــی
مرگ یعنی گم شدن در سال دور رفـــــتن و تنها شدن در بـــــاغ نور
مرگ یـــــعنی آخـــــر دلـــــدادگی آخرین حرف از حدیـــــث سادگی
مرگ یعنی اختتام عاشقی آخرین پرده بـــرای زنـــــدگی
من ولی از دست او خوام گریخت من به او ناز تو را خواهم فروخت
خوب من من مرگ را می رانمش در کنارت عشق را می خوانمش
نازنین با من بمان تا ســـــال دور در کناز قایقی از جنس نــــــــــور

an shab,yek shabe por setare nabood...yed shabe zibaye bahari nabood..yek shabe aram o mahtabi nabood..yek shab ba havaye matboo va del angiz nabood...faghat yek shab bood...yek shabe sard ke oo ham bood...oo tanha eshghe man boodghazal :)